سوء استفاده از اعتماد کسی که به وی اعتماد کرده است مانند برداشتن مال مخدوم توسط خادم. تحقق وصف خیانت در امانت، ابتدا با یک رابطه اعتمادساز و یا حتی قراردادی تحقق می یابد. بدین معنا که شخصی مال را برای امانت در اختیار دیگری قرار می دهد و پس از مدتی مالک مال امانی ، تقاضای مطالبه آن را می کند و در صورتی که امین از عودت مال امانی سرباز زند، جرم خیانت در امانت تحقق یافته است.
در قانون ایران جرم خیانت در امانت تعریف مشخصی ندارد اما با کمک گرفتن از ماده ۶۷۴ قانون مجازات می توان جرم خیانت در امانت را اینگونه تعریف کرد:
خیانت در امانت عبارت است از استعمال ، تصاحب ، تلف یا مفقود نمودن همراه با سوء نیت مالی که از طرف مالک یا متصرف قانونی ، به کسی سپرده شده و بنا بر استرداد یا به مصرف معین رسانیدن آن بوده است .

استعمال یا مصرف نمودن مالی که به صورت امانت باشد جرم است. مثلاً شخصی چند شاخه تیرآهن به فردی دیگر امانت می دهد تا در انبار خود نگهداری کند. اما شخص امین تیرآهن ها را در ساختمان خود مصرف می نماید.
مقصود از تصاحب، رفتار مالکانه نسبت به مال امانت است. آن چنان که مالک حق دارد با مال انجام دهد، شخص امین انجام دهد.
مثلاً شخصی اتومبیل دیگری را که امانت نزد خود دارد بفروشد یا به عنوان وثیقه نزد دیگری قرار دهد و یا از استرداد آن امتناع ورزد.
اتلاف اعم از اتلاف کل، اتلاف جزء و اتلاف وصف می باشد. یعنی نابود کردن و از بین بردن مال امانی از هر طریقی از قبیل آتش زدن، شکستن، پاره کردن و غیره.
به طور مثال شخصی گوسفند مورد امانت را در داخل رودخانه قرار دهد و آب باعث مرگ گوسفند یا پاره کردن ورقی از اوراق یک کتاب یا شخصی با سوء نیت، رنگ نامرغوبی بر روی رنگ اصلی خودرویی زده باشد.
گاهی ممکن است امین موجب شود که دسترسی به مال مورد امانت برای مالک امکان پذیر نباشد.
مثلاً امین سنگی قیمتی یا قطعه ای طلا را در دریا یا بیابان رها نماید. با وجود این که مال تلف نشده و موجود می باشد اما دسترسی مالک به آن غیر ممکن است.
اولین رکن لازم در تحقق جرم خیانت در امانت وجود قرارداد سابق و یا وجود شیء و تحویل امانی آن : اصل بر سپردن و تسلیم مال و استرداد آن می باشد. در واقع اصل کلی بر منقول بودن مال مورد خیانت در امانت است که در عقودی نظیر وکالت، ودیعه، قرارداد انجام کار، اجاره و رهن ظهور پیدا می کند.
دومین رکن که در واقع از آن به رکن مادی تحقق جرم خیانت در امانت یاد می شود، تصاحب، تلف، مفقود یا استعمال نمودن اموال امانی است.
سومین رکن متضرر شدن مالک است بدین معنا که محرز شدن ضرر می بایست تحقق یابد حتی اگر امین نفعی در خیانت نبرده باشد.
و در نهایت عنصر معنوی جرم می باشد که بایست متقلبانه بودن اقدام امین در عدم برگشت مال تحقق یابد . در واقع ممکن است امین با موانعی در عدم استرداد مال امانی مواجه باشد و هیچگونه قصد مجرمانه مبنی بر تحقق جرم خیانت در امانت را نداشته است.

۱ . موضوع جرم باید عین مال یا وسیله تحصیل مال بوده باشد.
مثلاً به امانت گذاشتن فرزند نزد کسی یا اسرار چیزی را به کسی گفتن. امثال این موارد قابل تصور جرم خیانت در امانت نمی باشد. اما در خصوص سفته، رسید، چک و غیره که وسیله ای برای به دست آوردن مال است نیز قابل ارتکاب است.
۲ . مال موضوع جرم خیانت در امانت باید توسط مالک یا متصرف قانونی به امین سپرده باشد.
مثلاً شخصی مالی را به دست آورد، در خصوص این فرد جرم خیانت در امانت قابل تصور نیست.
۳ . سپرده شدن مال به یکی از طریق قانونی.
مقصود از این شرط این است که مال مورد امانت باید توسط متصرفی که تصرفش مورد حمایت قانون می باشد، سپرده شود. بنابراین مالی که توسط سارق به شخص دیگر سپرده شود شامل جرم خیانت در امانت نمی شود.
۴ . مسترد نمودن مال به امانت گذاشته شده یا به مصرف معین رسانیدن مال امانی.
هنگامی می توان امین را مرتکب جرم خیانت در امانت دانست که ایشان مکلف به استرداد مال امانی بوده یا مکلف بوده مال را به مصرفی که تعیین شده برساند.
مثلاً شخصی که مدارک ملکی را به او داده تا امور اداری ملک را مثل شهرداری، دارایی و ثبت را با وکالت مدنی انجام دهد و موظف است پس از اتمام امور، اصل مدارک را به مالک مسترد نماید. یا امینی که موظف است اموالی را که در اختیارش می باشد در یک خیریه مصرف نماید.
۵ . تعلق مال به غیر
چنان چه امین مالکِ عینِ مال سپرده شده به او باشد تصاحب مال توسط وی را نمی توان خیانت در امانت دانست.
مثلاً شخصی خودروی سواری را جهت مسافرکشی از مالک آن اجاره می نماید. بعد از چندین ماه به دلیل مسافرت ضروری مجبور می شود که خودرو را به مالک سپرده تا پس از مسافرت خودرو را پس گرفته و تا پایان قرارداد با آن کار کند. اما پس از مراجعه مستاجر به مالک، مالک از تحویل خودرو امتناع می ورزد. در این صورت هر چند مالک، مستاجر از منفعت مال محروم نموده است اما عمل وی جرم خیانت در امانت نمی باشد.