«ضرب» به صدماتی گفته میشود که بدون شکستگی یا خونریزی بر اعضای بدن وارد میشود و آثاری مانند کوفتگی، سرخی، کبودی، سیاه شدن و پیچ خوردن ایجاد میکند.
«جرح» به صدماتی گفته میشود که به ازهمگسیختگی بافتهای بدن منجر شود. جرح اغلب با خونریزی همراه است، مانند خراشیدگی یا پارگی پوست یا شکستن استخوان و نقص یا قطع عضو. این جرم در گروه «جنایات بر اعضا» دستهبندی می شود.
«جنایت بر عضو» عبارت است از هر آسیب کمتر از قتل، مانند قطع عضو، جرح و صدمههای وارد بر منافع. جنایت بر عضو اگر به صورت عمدی باشد، در صورت تقاضای قربانی جرم یا ولیّ او و وجود سایر شرایط مقرر در قانون، موجب قصاص میشود و در غیر این صورت، مطابق قانون، دیه و تعزیر را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، جرم جرح موجب یکی از مجازاتهای قصاص، دیه و تعزیر خواهد شد. البته گاهی این جرم هم با دیه مجازات میشود و هم با تعزیر.
ضرب وجرح جرایمی بسیار شایع هستند و تعداد زیادی از پرونده های کیفری را به خود اختصاص دادهاند. «ضرب و شتم» اصطلاح رایجی است که مردم برای این جرم به کار می برند ، اما باید دقت داشت که «شتم» به معنی «دشنام دادن» است و جرایمی مثل توهین یا قذف را شامل می شود . بنابراین، اصطلاح صحیح «ضرب و جرح» است، نه «ضرب و شتم».
ممکن است در اختلافاتی که بین زوجین در زندگی مشترک ایجاد میشود وضعیت به گونهای شود که جدال و بحث بین آنها به ضرب و جرح کشیده شود. در این صورت چنانچه اختلاف مذکور منجر به انواع ضرب و جرح عمدی گردد حسب اینکه عمدی یا غیرعمدی باشد مجازات قصاص یا دیه را در پی خواهد داشت. در چنین حالتی، فردی که مورد ضرب و جرح واقع شده است باید سریعا به پزشکی قانونی مراجعه نموده و پس از انجام معاینات مورد نیاز و اخذ استعلام از مرجع مذکور آن را به مرجع قضایی مربوطه ارائه دهد تا بتواند برای اخذ دیه اقدام کند.
مهمترین ادله اثباتی که قانونگذار برای اثبات جرائم در قانون مجازات اسلامی پیشبینی نموده است عبارتند از:
اقرار مرتکب جرم
شهادت شهود
قسامه و سوگند
علم قاضی
مهمترین دلیلی که میتواند مورد استناد قرار گرفته و قاضی دادگاه از طریق آن مبادرت به صدور رای نماید اقرار مرتکب جرم به ارتکاب آن از سوی خود میباشد. بنابراین، چنانچه زوجه برای اثبات ادعای خود شاهدی نداشته باشد میتواند در صورت اقرار متهم به انواع ضرب و جرح عمدی وی آن را به دادگاه ارائه دهد.
انواع ضرب و جرح عمدی با چاقو اغلب در منازعات و دعواهایی که بین دو نفر صورت میگیرد رخ میدهد. در چنین حالتی فردی که به وسیله چاقو جراحتی را به طرف مقابل وارد می آورد حسب شرایط پیش بینی شده در قانون ممکن است به قصاص یا پرداخت دیه به طرف مقابل محکوم شود. ضرب و جرحی که از طریق چاقو نسبت به طرف مقابل صورت میگیرد طبق بند ۲ ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی عمدی محسوب میشود.
ضرب و جرح با سلاح گرم یکی دیگر از صورت جنایاتی است که ممکن است نسبت به افراد ایجاد شود. در چنین مواردی حسب شدت جراحتی که از طریق سلاح گرم ایجاد میشود ممکن است جراحت مذکور، منجر به قتل یا آسیب غیرقابل جبرانی شود که در این گونه موارد مطابق تعاریف پیشبینی شده در قانون مجازات اسلامی جنایت مذکور میتواند عمدی یا غیرعمدی باشد. باید به این نکته توجه داشت که ضرب و جرح با سلاح گرم میتواند منجر به دو جرم شود که حمل و استفاده از سلاح غیرمجاز بخش دیگری از جرم مذکور است که مطابق بند پ ماده ۶ قانون حمل اسلحه به صورت ذیل قابل مجازات است. سلاح گرم سبک خودکار، قطعات مؤثر یا مهمات آن، به حبس از دو تا پنج سال.
ممکن است والدین طفل در چارچوب اقداماتی که برای تربیت آن انجام میدهند یا حتی خارج از چنین اقداماتی دست به رفتارهایی بزنند که موجب ایراد صدمه و آسیب نسبت به طفل شود. چنین آسیبهایی ممکن است به عمد یا غیرعمد ایجاد شود. نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است که اگر ایراد ضرب و جرح عمدی توسط پدر صورت گیرد و آسیبهایی نسبت به جسم طفل ایجاد شود در چنین صورتی پدر در برابر فرزند خود قصاص نمیشود و در صورت وجود سایر شرایط مطابق مقررات موجود در قانون مجازات اسلامی به پرداخت دیه و تعزیر مقرر در قانون محکوم خواهد شد.
برای اینکه جرح موجب قصاص شود، باید «شرایط عمومی قصاص» و «شرایط اختصاصی قصاص عضو» وجود داشته باشد. در صورتی حکم به قصاص داده میشود که مرتکب جرح، پدر یا از اجداد پدری قربانی جرم نباشد و مجنی علیه هم عاقل و در دین با مرتکب مساوی باشد. علاوه بر این، برای محکوم شدن به مجازات قصاص، مرتکب باید عمد داشته باشد.
شرایط اختصاصی قصاص عضو چنین است :
لازم است بدانیم مجازات اصلی و اولیه ضرب و جرح از نوع عمدی مانند قتل عمدی، قصاص کردن است. یعنی همانطور که اولیای دم مقتول (بستگان درجه اول مقتول که صاحب خون او هستند) میتوانند درخواست کنند که قاتل کشته شود، در ضرب و جرح نیز شخص آسیبدیده میتواند عین همان آسیبی که ضارب به او وارد کرده، تحت نظر قاضی بر جسم ضارب وارد نماید.
اما از آنجا که عملاً امکان شبیه سازی دقیق عین همان آسیب وجود ندارد، و به اصطلاح امکان مماثلت وجود ندارد، قصاص کردن قابل اجرا نیست و به جای آن، برای هر نوع آسیبی که به بدن بزه دیده وارد میشود، مبلغ معینی در قانون تعیین شده که دیه نام دارد و مرتکب جرم در صورت درخواست مجنیعلیه مکلف به پرداخت آن به وی میباشد.
اگر انواع ضرب و جرح عمدی به قدری شدید باشد که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضای بدن یا منتهی به مرض دایمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل قربانی گردد، مطابق ماده ۶۱۴ قانون تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ مرتکب جرم، علاوه بر محکومیت به پرداخت دیه، به تحمل دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد. ضارب ممکن است عمل ضرب و جرح را به وسیله اعضای خود مانند دست و پا و دندان انجام دهد یا از وسایل دیگری مانند سنگ، چوب، چاقو، سلاح و… استفاده کند. درصورتیکه جرح وارده منتهی به ضایعات شدید مذکور نشود، ولی ضارب (واردکننده ضربه) از اسلحه یا چاقو و امثال آن استفاده کرده باشد، مطابق تبصره ماده ۶۱۴ قانون تعزیرات سال ۱۳۷۵ به سه ماه تا یک سال حبس محکوم خواهد شد.
بدینترتیب ملاحظه میفرمایید که در ماده ۶۱۴ به نتایجی که از جرم بهدست میآید، توجه شده، و تبصره، به وسیله ارتکاب جرم را مدنظر قرار داده است. گاهی ممکن است که کسی بدون استفاده از سلاح سرد یا گرم به دیگری ضربهای وارد کند که هیچگونه آثار ظاهری حتی در حدّ سرخشدگی و کبودی در بدن شخص مضروب باقی نگذارد. در این حالت، پرداخت دیه منتفی است، لکن طبق ماده ۵۶۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ امکان محکومیت مرتکب به ۹۱ روز تا ۶ ماه حبس یا ۱۱ تا ۳۰ ضربه شلاق وجود دارد.